به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، شاهرخ احمدزاده فعال سیاسی و رسانهای در یادداشتی نوشت: عبور از طوفان نظامی دو ماه اخیر و فروکش کردن شعلههای جنگ ۴۰ روزه بار دیگر نبض تحولات را به راهروهای دیپلماسی کشانده است. رفتوآمدهای فشرده واسطههای منطقهای میان تهران، واشنگتن در روزهای میانی اردیبهشت ۱۴۰۵، نشان از یک تغییر پارادایم بزرگ دارد.
پرسش کلیدی در تحریریه رسانههای سیاسی این است در شرایطی که دود انفجارها هنوز از افق منطقه کاملاً پاک نشده، کدام طرف با کارتهای برنده بیشتری پشت میز نشسته است؟
تهران در این دور از مانورهای دیپلماتیک، راهبرد خود را بر اولویتبندی موضوعی استوار کرده است.
همانطور که مسعود فروغی در تحلیل اخیر خود در روزنامه فرهیختگان اشاره کرد، هوشمندی دستگاه دیپلماسی ایران در جدا کردن پرونده پایان جنگ از مذاکرات هستهای نهفته است. تجربه تلخ دهههای گذشته ثابت کرده که گره زدن امنیت ملی و ثبات نظامی به پیچوخمهای بیپایان فنی، هستهای میتواند سایه تهدید را بر سر اقتصاد و اجتماع کشور مستدام نگاه دارد.
خواستههای ایران امروز از موضع اقتدار تثبیتشده است دریافت غرامت، رفع انسداد داراییها و از همه مهمتر به رسمیت شناختن نظم جدید در تنگه هرمز.
تنگه هرمز؛ از جغرافیا تا اهرم راهبردی
گزارشهای اخیر خبرگزاریهای رویترز و بلومبرگ در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵، بر یک واقعیت انکارناپذیر تأکید دارندمدیریت عملیاتی ترانزیت انرژی در تنگه هرمز اکنون در دستان ایران است. این دستاورد که محصول مستقیم ایستادگی در میدان نظامی است، محاسبات واشنگتن را به کلی دگرگون کرده است. برخلاف تصورات اولیه دونالد ترامپ، فشار حداکثری نظامی نه تنها به فروپاشی منجر نشد بلکه به تسلط راهبردی ایران بر شاهرگهای حیاتی جهان ختم گردید.
تار و پود لرزان استراتژی کاخ سفید
دونالد ترامپ که با وعده پیروزی سریع و شعار تغییر ساختار قدرت در ایران وارد کاخ سفید شده بود، اکنون با میراثی از سه شکست متوالی دستوپنجه نرم میکند ناکامی در جنگ ۱۲ روزه زمینگیر شدن در جنگ ۴۰ روزه و شکست پروژه بیثباتسازی داخلی در دیماه گذشته. واشنگتن اکنون در موقعیتی قرار دارد که برای حفظ آبروی سیاسی خود در داخل آمریکا، به یک برنده جلوه دادن نمایشی نیاز دارد.
آنها خواستار بازگشت به وضعیت پیش از جنگ هستند وضعیتی که در آن تنگه هرمز تحت نظارت بینالمللی باشد و توان بازدارندگی ایران محدود گردد. اما واقعیت میدانی، با آرزوهای واشنگتن فرسنگها فاصله دارد.
وقتی موشکها سخن میگویند
تحلیلهای دقیق نیویورکتایمز و واشنگتنپست از خسارات وارده به زیرساختهای نظامی رژیم صهیونیستی در دور دوم حملات ایران، گویای فرسایش جدی سیستمهای پدافندی ائتلاف غربی ،عبری است. ایران نشان داد که نه تنها توانایی عبور از لایههای دفاعی پیچیده را دارد، بلکه میتواند هزینهتراشی برای متجاوز را به سطحی تحملناپذیر برساند.همزمان، انسجام اجتماعی داخلی در ایران در اوج تهدیدات نظامی، تیر خلاصی بود بر پیکر پروژهای که روی شکاف دولت ملت حساب باز کرده بود.
نظم جدید بازگشتناپذیر است حالا دیپلماسی نه به عنوان راهی برای تسلیم، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد کردن دستاوردهای میدانی به کار گرفته شده است و ایران با تکیه بر قدرت بازدارندگی و مدیریت هوشمندانه افکار عمومی، اجازه نخواهد داد که روایتهای رسانههای غربی، واقعیت پیروزی میدانی را معکوس جلوه دهند.
حقیقت روشن امروز این است: دوران پیش از جنگ به تاریخ پیوسته و هرگونه توافق جدید، باید بر مبنای پذیرش قدرت نوظهور و تثبیتشده تهران در قلب نقشه جدید خاورمیانه باشد. واشنگتن گریزی از پذیرش این واقعیت ندارد، چه بخواهد و چه نخواهد.



