• امروز : پنج شنبه - ۲۶ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 5 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Thursday - 17 September - 2026

شهیدی که در عید قربان، قربانی راه حق شد

  • کد خبر : 183939
  • ۱۶ مهر ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

یوسف ۱۴ ساله بود که پدرش در روز عید قربان گوسفندی قربانی کرد، او می گفت: دوست دارم من هم در راه حق بمیرم و قربانی دین اسلام باشم. صدیقه رحمانی مادر شهید یوسف علیپور در گفت و گو  با خبرنگار اروم نیوز  با توصیف رفتار و اخلاق پسرش می گوید:  یوسف از دوران بچگی عاشق قرآن […]

یوسف ۱۴ ساله بود که پدرش در روز عید قربان گوسفندی قربانی کرد، او می گفت: دوست دارم من هم در راه حق بمیرم و قربانی دین اسلام باشم.

صدیقه رحمانی مادر شهید یوسف علیپور در گفت و گو  با خبرنگار اروم نیوز  با توصیف رفتار و اخلاق پسرش می گوید:  یوسف از دوران بچگی عاشق قرآن خواندن و مرثیه سرایی بود، ۷ ساله بود که با صدای بلند در مسجد اذان می داد و هر موقع که صدای نوحه و مراسم سینه زنی به گوشش می رسید سراسیمه به آن محل می رفت تا به ائمه اطهار و معصومین (ع) عرض ارادت کند.

مادر شهید علیپور اظهار می کند: یوسف در میلاد ائمه و امامان و در عید های بزرگی چون عید قربان به اهالی محل کمک می کرد، او ۱۴ ساله بود که پدرش در روز عید قربان گوسفندی قربانی کرد،پسرم خون آن قربانی را به پیشانیش مالید و گفت، مادر جان دوست دارم من هم در راه حق بمیرم و قربانی دین اسلام باشم.

می پرسم: مادر جان شهید یوسف علیپور چگونه عازم جبهه شد؟

مادر شهید می گوید: یوسف در سن ۱۸ سالگی از طرف بسیج به جبهه اعزام شد و زمانی که از من خدا حافظی کرد گفت، مادر جان دعا کن من هم در راه دفاع از دین اسلام و کشورم ایران قربانی شوم و اگر به شهادت رسیدم گریه نکن و خدا را شکر گزار باش.

وی اضافه می کند: ۲ ماه بعد به مرخصی آمد، چهره اش کاملا نورانی شده بود، گفت، مادر نمی دانی با دشمنان جنگیدن چه لذتی دارد، خوشحالم از اینکه می توانم به وطنم خدمت کنم.

مادر شهید علیپور از چگونگی شهادت فرزندش می گوید:

دو روز بعد از عید قربان سال ۶۱، در خانه زده شد، در را باز کردم دیدم دو نفر با لباس نظامی جلوی در ایستاده اند، به من ادای احترام کردند و گفتند ما دوستان یوسف هستیم، گفتم پس یوسف کجاست؟

 جوابی ندادند، متوجه شدم که یوسف شهید شده است، زمین نشستم پاهایم قدرت ایستادن نداشت، یک کیف تحویل من دادند، دیدم پیراهن خونی

یوسف و چفیه دور گردنش داخل آن است، بوی یوسف کاملا احساس می شد، گمان کردم در مقابلم ایستاده و به من نگاه می کند.

اصلا گریه نکردم و خدا را شکر کردم که فرزندم قربانی اسلام شد.

همرزمانش گفتند، یوسف در روز عید قربان شهید شده است و در حین شهادت نام خانم فاطمه زهرا (س) را زمزمه کرده بود.

این مادر شهید می گوید: دو روز بعد شهدا را آوردند و من هم به استقبال فرزندم رفتم، پرچم مقدس ایران را کنار زدم و صورت یوسف را تماشا کردم.  همچون گلی خوشبو شده بود و آرام خوابیده بود، پیشانیش را بوسیدم و یاد حرف های یوسف افتادم و گریه نکردم.

مادر شهید تصریح می کند: یوسف در عملیات والفجر ۸ شهید شد و به خاطر نجات جان دوستانش خود را جلو انداخته بود، صورت خونیش همچون لاله زیبا بود و مثل خورشید می درخشید.

وی می گوید: امیدوارم که تمامی ملت ایران خون یوسف و دوستانش را حفظ نموده و راه آن ها را که قدم برداشتن در راه حق بود ادامه دهند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=183939

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.