
شهر خوب ساختنی است ! این شعار شهرهای ایده ال و نمونه است امابوکان شهری است که با وجود اینکه کلان شهر نیست ولی در گذار از تبدیل یک شهر سنتی به مدرن همچنان وامانده و سرگردان با مشکلات عدیده ای مواجه است چه بسا در بسیاری موارد نه سنتی است نه مدرن .
شهرستان بوکان با مشکلات بسیاری چون مهاجرت، محله های غیراستاندارد، تعدد خودروها، خیابانها و ترافیک غیر استاندارد، فاضلاب، بازیافت ، جمع آوری و دفع اصولی زباله ، کمبود مبلمان شهری ، عدم فضاسازی و زیبا سازی شهر ، عدم وجود پارکها، فرهنگسراها و کانونهای فعال واقعی ، افزایش نیروهای تحصیل کرده و جویای کار ، عدم وجود کارآفرینی و علاقمندی به فرهنگ کار و فرهنگ مطالعه ، عدم وجود مکانهای تفریح سالمندان و در کل عدم ساماندهی اوقات فراغت با خوراک فرهنگی مناسب روبروست.
باید گفت بسیاری از این مشکلات فرهنگی اند حال باید خدا را شکر کرد که این شهر از پدیده هایی نازیبای اجتماعی چون اعتیاد، کودکان کار ، بزهکاری و چنین مسائلی (البته به ظاهر ) تا حدی دور بوده است و باید گفت اگر چنین آسیبهای اجتماعی هم در آن وجود دارد با درصد بسیار پایینی است حال باید دید چه کسی عصای جادویی یا همان عصای موسی را دارد تا بتواند یک تنه با این همه مشکلات آنهم با بودجه ای اندک بجنگد و اوضاع را روبه راه کند.
متاسفانه شهرداری بوکان از سالها پیش بدون تفکر استراتژیک مدیریت شده است در مدیریت استراتژیک به این موضوع اشاره میشود که باید با طراحی و مشخص کردن اهداف اعم از بلندمدت ، میان مدت و کوتاه مدت به فعالیت پرداخت و از حرکات خلق الساعه ! یک شبه و بدون در نظر گرفتن مفید بودن یا نبودن طرح به شدت پرهیز کرد حال آنکه عملکرد سالهای گذشته در شهرداری بوکان بیشتر حاکی از آن است که هیچ هدفگذاری اعم از بلند مدت و میان مدت شاید در کار نبوده است و حتی برای کسب منابع مالی جدید اعم از سرمایه گذاری و اختصاص قسمتی از بودجه ها به این امر همواره تلاشی صورت نگرفته است.
حال باید به برادران عزیز بگویم اگر شیوه مدیریتی قرار است اینگونه باشد پس برای منتقدان چه فرقی میکند که سمن شهردار باشد یا یاسمن ؟!! آنچه برادری مطرح کرده بود مبنی بر اینکه شهردار باید یک مهندس شسته رفته عمران ، شهرسازی یا چنین رشته هایی باشد باید گفت: مهندس بی تعهد ، بی خرد و بی تفاوت همان بهتر که مهندس باشد نه مدیر.
برای یک مدیر ویک شهردار نمی توان رشته خاص ، شغل خاص و حیطه مشخصی را در نظر گرفت چه بسا معلم با تعهد بر مهندس بی تعهد ارجح است همچنین انگیزه، نشاط، اشتیاق کار و خدمت، مدیریت جهادی، مردم داری و دلسوزی، علاقمندی به پیشرفت ، توجه به مشورت، شورا و اتاق فکر، بهره مندی از نظرات نخبگان و اهالی فرهنگ و مهمتر از همه توجه به ایجاد زیرساختهای محکم و البته درازمدت برای کسب منابع مالی در شهرداری و همچنین پرهیز از جناح بندی های سیاسی و فامیل بازی از ویژگیهای یک مدیر لایق است.
بی تردید جوامع پیشرفته ، پیشرفت خود را مدیون کار فرهنگی و برنامه ریزی میدانند همواره فرهنگ و اقتصاد دو بال برای زندگی موفق اند پس شهرداری باید ابتدا به درآمدزایی خود از زیرساختهایی که در اهداف بلند مدت بدان توجه میکند بپردازد تا با این درآمدزایی بتواند به سرو سامان دادن مشکلات بپردازد و همچنین با توجه به رسانه های محلی و اهالی رسانه، هنرمندان ، فرهیختگان و توجه به سرمایه های اجتماعی و فرهنگی و هنری راه را بر ترک ناامیدانه زادبوم یا همان مهاجرت ببندد و بر تعداد نیروهای انسانی و در نتیجه ظرفیتهای اقتصاد فرهنگی که از دست میرود نیفزاید در شهر خوب تنها مدیر کار نمیکند شهروندان با مشارکت و همکاری، هنرمند با هنرش رسانه ای با قلمش متفکر با تفکرش و مدیر هم با تعهدش غوغا میکند.(طاها)
انتهای پیام/



