فتح الله زاده:« به سردار زنگ می زنم که بیاید دفتر خودم و برویم سونای ما. در سونای بخار می نشینیم و آشتی می کنیم.»
فتح الله زاده:« به سردار زنگ می زنم که بیاید دفتر خودم و برویم سونای ما. در سونای بخار می نشینیم و آشتی می کنیم.»
فتح الله زاده:« به سردار زنگ می زنم که بیاید دفتر خودم و برویم سونای ما. در سونای بخار می نشینیم و آشتی می کنیم.»
این مطلب بدون برچسب می باشد.