این روزها همه جا حرف از بابک زنجانی است. پدیده اقتصادی که البته نام خوشی در این حوزه ندارد. اما واقع این است که هر از چند گاهی پدیدههایی همچون بابک زنجانی در اقتصاد ایران ظهور میکنند که اغلب مردم ایران نامشان را به خوبی می دانند. اما چرا اقتصاد ما باعث رشد و فربه شدن اینچنین افرادی میشود؟! و سئوال اساسی این است که چگونه میتوان از بوجود آمدن چنین افرادی در سیستم اقتصادی کشور جلوگیری کرد؟
نکته اول و اساسی در هر اقتصادی این است که باید سازوکاری اندیشیده شود تا به جذب سرمایه کمک کند. درواقع احترام به سرمایهگذار و فراهم کردن محیطی امن و پربازده از جمله نیازهای اساسی هر اقتصادی است. بسیاری از اقتصاددانان دنیا به این موضوع تاکید دارند که سرمایه ترسو است؛ به این معنا که سرمایه گذار همواره از این بیم دارد که سرمایه خود را در جایی سرمایهگذاری کند که ضمن کسب سود سرمایهاش زیان نبیند.از سوی دیگر ما برای توسعه به انباشت سرمایه نیاز داریم. پس در این زمینه بایستی طوری عمل کنیم که سرمایه داردر این روند به بازار ما برای سپردن سرمایه خود اطمینان حاصل کند.
واقع این است که کسانی چون بابک زنجانی گرچه به عنوان سرمایهدار محسوب می شوند اما با توجه به حواشی و جنجالی که پشت سر چنین سرمایهگذارانی است میتوان به گونه ای حضور آنان را مانعی برای حضور سرمایهگذاران دیگر در ایران قلمداد کرد. داستان بازداشت وی نیز لطمه زیادی به جریان سرمایهگذاری در ایران وارد خواهد کرد. پس لزوما باید سروسامانی به اقتصاد بیمار کشور داد تا از یک سو شاهد رشد امثال بابک زنجانیها نباشیم و از سوی دیگر برای ایجاد توسعه در کشور به جذب سرمایه سرمایهداران مختلف اقدام کنیم. به هر جهت پاسخ کلی به سئوالی که مطرح کردیم این است که اقتصاد بیمار بستر رشد چنین افرادی است.
البته این به معنای ایجاد یک اقتصاد سرمایهداری صرف نیست؛ بلکه با توجه به اینکه جذب سرمایه از اصول اولیه رشد اقتصادی است باید در این روند به گونهای عمل کرد تا سرمایه از بازار کشور فرار نکند. اما در این روند باید به مساله دیگر نیز توجه داشت و آن نوع رقابتی است که در سیستم اقتصادی کشور حاکم است. آیا اقتصاد ایران قابلیت رقابت آنهم به طور عادلانه را دارد یا خیر؟ این موضوع نیز سبب می شود، سرمایه دار برای سرمایهگذاری در کشور دچار شک و تردید شود.از این جهت سرمایه هنگفتی که به صورت رانتی در دست بابک زنجانی قرار گرفت سبب شد تا وی به عنوان یک سرمایه دار کاذب در فضای کشور رشد کند. در این زمینه گفته می شود بابک زنجانی بدهی فراوانی به بانکها دارد و به صورت رانت توانسته ۱۶۸ شرکت وابسته به شستا (تامین اجتماعی) را بدون برگزاری مزایده در ازای ۴ میلیارد یورو خریداری کند.
از این جهت نیز باید سیستم اقتصادی کشور را مورد انتقاد قرار داد. سیستمی که در آن دولت به عنوان سرمایهگذار و کارفرما فعالیت میکند و دولت خود به عنوان یک رقیب بدون رقیب در اقتصاد حضور دارد. همین عامل سبب میشود که دولت به مانند یک ماهی بزرگ در پهنه دریای اقتصاد به شکار بپردازد و خورده سرمایه داران دیگر برای کسب سود به دولت بچسبند و از شکارهای وی تغذیه کنند. به این نکته نیز باید اشاره کرد که اغلب شکار این ماهی بزرگ ماهیان و درواقع سرمایه گذاران دیگری است که تاب و توان رقابت با دولت را ندارند.
اولین ایراد اقتصاد دولتی این است که برخی از رانتهای دولتی بیشترین استفاده را می کنند و برخی نیز که دستشان از رانتهای دولت کوتاه است سعی می کنند زیر پای اقتصاد دولتی له نشوند. البته در ساختار اقتصاد رانتی دولت یک رقابت دیگر نیز برای بهرهمندی از رانت ایجاد می شود که این موضوع نیز معضل دیگری در اقتصاد دولتی محسوب میشود.
تحریم ها نیز به عنوان سایه و حیاط خلوت رشد و نمو مفسدان اقتصادی به شمار میآید. تحریمها به نوعی بیماری اقتصادی را شدت می بخشند و در این زمینه راهحلهایی برای از بین بردن تاثیر تحریم ها اندیشیده می شود که گاها غیر شفاف و راه میانبر هستند. بدون شک برای جلوگیری از پدید آمدن افرادی چون زنجانی که خود را قهرمان دور زدن تحریمها می دانند باید وضعیت تحریمها را سروسامان داد. بدون شک بسیاری از افراد در زیر سایه تحریمها به سود کلانی دست یافته اند که بابک زنجانی هم یکی از آنهاست. چراکه او هر چقدر خود را انسان میهن پرستی توصیف کند، نمیتواند و نمی توانسته از سود سرشار چنین اقداماتی بیبهره باشد.
نکته اساسی در این روند نحوه کار دولت است. دولت باید نقش خود در اقتصاد را از متولی بودن به ناظر بود تغییر دهد و زمینه ایجاد یک بازار رقابتی عادلانه را فراهم کند. به طور کل حضور دولت به عنوان متولی در ساختار اقتصادی کشور از حضور سرمایه داران دیگر و رشد بخش خصوصی در اقتصاد ایران جلو
گیری می کند. از سوی دیگر روند فرسایشی که فعالیت بخش دولتی در ساخت و عمران کشور دارد بسیار بالاست و گاهی شاهد آن هستیم که برای مثال روند ساخت یک ورزشگاه آنقدر به درازا می انجامد که پایه اصلی ساختمان آن به جای تکمیل به بازسازی نیاز دارد. دولت در این زمینه باید بازوی نظارتی خود را نیز بسیار قوی کند و به عنوان یک پاسبان امین از سرمایه سرمایه داران محافظت کند و در ازای آن مالیات لازم را اخذ کند. با این وجود است که یک بازار رقابتی سالم و عادلانه بوجود میآید. رقابتی که در آن هیچ رانتی وجود نداشته باشد و افراد بر اساس تعهد و بهرهوری بالایی که دارند برای در دست گرفتن پروژههای مختلف انتخاب شده و رشد کنند و در این اقتصاد است که خبری از بابک زنجانی و امثالهم نیست.