به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی « اروم نیوز » شاهرخ احمدزاده فعال سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: در سالهای اخیر بهویژه در تحلیلهای برخی رسانههای غربی این گزاره بارها تکرار شده که فشار اقتصادی تحریمهای گسترده یا حتی تنشهای نظامی میتواند به فروپاشی سیاسی در ایران منجر شود. با این حال، تجربههای میدانی و تحلیلهای تازه کارشناسان رسانههای جهان نشان میدهد واقعیت ایران بسیار پیچیدهتر از این روایتهای سادهسازیشده است. نه تحریمهای سنگین نه جنگهای نیابتی و نه تهدیدهای نظامی مستقیم تاکنون نتوانستهاند ساختار سیاسی و اجتماعی این کشور را از درون فروبپاشند.
یکی از مهمترین دلایل این مسئله پدیدهای است که در علوم سیاسی از آن با عنوان اثر همبستگی در برابر تهدید خارجی یاد میشود. در بسیاری از کشورها هنگامی که تهدیدی از بیرون متوجه تمامیت سرزمینی یا امنیت ملی میشود شکافهای داخلی کمرنگ میشود و نوعی همگرایی میان دولت و بخشهایی از جامعه شکل میگیرد.
ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در بزنگاههای تنش خارجی حتی بخشی از منتقدان داخلی حکومت نیز در برابر تهدید بیرونی موضعی همسو با حاکمیت اتخاذ میکنند. چنین وضعیتی باعث میشود محاسبه برخی بازیگران خارجی درباره امکان شکلگیری قیام داخلی همزمان با فشار خارجی چندان با واقعیتهای اجتماعی ایران همخوان نباشد.
عامل مهم دیگر ساختار خاص قدرت و امنیت در ایران است. طی چهار دهه گذشته، ایران در شرایطی کموبیش دائمی از فشار خارجی تحریم اقتصادی و تهدید امنیتی قرار داشته است. همین وضعیت موجب شده ساختار نظامی و امنیتی کشور بهتدریج به سمت مدلهای غیرمتمرکز و شبکهای حرکت کند.
به بیان دیگر سیستم تصمیمگیری و فرماندهی به گونهای طراحی شده که وابستگی مطلق به یک یا چند چهره کلیدی نداشته باشد. تجربه جنگ ایران و عراق سالها تحریم و نیز حضور در محیطهای پرتنش منطقهای باعث شده سازوکارهای جایگزینی و تداوم فرماندهی در این ساختارها نهادینه شود. به همین دلیل حتی حذف فیزیکی برخی فرماندهان یا فشارهای نظامی محدود به فروپاشی ساختار عملیاتی منجر نمیشود.
در سطح راهبردی نیز تهران طی سالهای اخیر نشان داده که در مواجهه با فشارهای خارجی، بیش از آنکه به دنبال پیروزی سریع باشد، بر مدیریت زمان و فرسایشی کردن بحران تکیه میکند. این راهبرد در ادبیات نظامی به معنای افزایش هزینههای طرف مقابل در بلندمدت است.
در چنین چارچوبی، کش دادن تنشها میتواند پیامدهایی فراتر از میدان درگیری داشته باشداز جمله تأثیر بر بازار جهانی انرژی افزایش هزینههای اقتصادی برای قدرتهای درگیر و ایجاد فشار سیاسی بر دولتهایی که باید پاسخگوی افکار عمومی داخلی خود باشند.
همین ترکیب سهگانه همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی، ساختار قدرت شبکهای و راهبرد فرسایشی سبب شده بسیاری از پیشبینیهای مبتنی بر فروپاشی سریع ایران در عمل تحقق نیابد ایران کشوری است که طی دهههای گذشته خود را با محیطی پرتنش تطبیق داده و سازوکارهای بقا و تابآوری در آن به شکل قابل توجهی تقویت شده است.
به همین دلیل هرگونه تحلیل درباره آینده ایران اگر این واقعیتهای ساختاری و اجتماعی را نادیده بگیرد، بیشتر بازتاب آرزوهای سیاسی است تا توصیفی دقیق از واقعیتهای میدانی و این نتیجه را باید بپذیرد که ایران از این تندبادها به خود نخواهد لرزید.



