به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، هادی عباسپور خبرنگار و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: امروز رسانه فقط برای خبر دادن نیست؛ رسانه دارد فکر و ذهن ما را هم میسازد. هر چیزی که میبینیم، میشنویم یا میخوانیم، کمکم روی طرز فکر، قضاوت و حتی رفتار ما اثر میگذارد. وقتی یک حرف یا روایت مدام تکرار میشود، ذهن ما ناخودآگاه آن را درست و واقعی فرض میکند، حتی اگر ناقص یا تحریفشده باشد.
رسانهها با انتخاب تیترهای احساسی، تصویرهای خاص و روایتهای یکطرفه، کاری میکنند که ما به یک شکل مشخص فکر کنیم. شاید مستقیم نگویند چه فکر کن، اما یاد میدهند چطور فکر کنی. وقتی یک موضوع را فقط از یک زاویه ببینی، کمکم همان زاویه میشود تمام دنیای فکریات.
رسانههای معاند بیشتر روی نوجوانها و جوانها کار میکنند. چون جوانها احساساتیترند، زودتر هیجانزده میشوند و دوست دارند سریع واکنش نشان بدهند. این رسانهها بهجای حرف منطقی، احساسات را تحریک میکنند: خشم، نفرت، ترس، حس تحقیر یا مظلومنمایی. هدفشان این نیست که تو بفهمی، هدفشان این است که تو عصبانی شوی.
وقتی کلیپی با موسیقی تند، تصویرهای خشن و حرفهای آتشین میبینی، ممکن است اصلاً فرصت فکر کردن نداشته باشی. فقط دلت میخواهد واکنش نشان بدهی. در این حالت، عقل کنار میرود و احساسات فرمان را دست میگیرند. خیلیها در همین لحظه تصمیم میگیرند کاری بکنند که بعداً خودشان هم باورشان نمیشود چرا انجامش دادهاند.
نوجوان یا جوانی که در اوج عصبانیت به خیابان میآید، شاید فقط میخواهد دلش خنک شود. اما بعد از اینکه هیجانش خوابید، تازه میفهمد چه کرده است. بعضی وقتها خسارتهایی به بار میآید که نه با عذرخواهی درست میشود، نه با پشیمانی؛ خسارت به مال مردم، به آبرو، به آینده خود آدم یا حتی به جان دیگران.
بعد از آرام شدن فضا، خیلیها از خودشان میپرسند: «من چرا رفتم؟ دقیقاً دنبال چی بودم؟ سودش برای من چی بود؟» اما این سؤالها وقتی میآید که کار از کار گذشته است. اینجاست که میفهمیم هیجان بدون عقل، میتواند آدم را به دردسرهای بزرگ بکشاند.
راه نجات، بالا بردن سواد رسانهای است. یعنی یاد بگیریم هر چیزی را زود باور نکنیم. وقتی یک خبر یا کلیپ دیدیم، از خودمان بپرسیم: این را چه کسی ساخته؟ چرا الان پخش شده؟ چه چیزی را نشان میدهد و چه چیزی را پنهان میکند؟ آیا همه ماجرا همین است یا فقط یک تکه از آن را میبینم؟
اگر جوان ما یاد بگیرد قبل از عصبانیت فکر کند، قبل از بازنشر بررسی کند و قبل از هر اقدامی بفهمد در چه زمینی بازی میکند، دیگر به این راحتی بازیچه موجهای احساسی نمیشود. آن وقت میتواند هم احساس داشته باشد، هم عقل؛ هم غیرت داشته باشد، هم بصیرت.
دشمن امروز کمتر با اسلحه میجنگد و بیشتر با روایت. او ذهن را میگیرد تا رفتار را عوض کند. اگر ذهن ما آگاه باشد، هیچ روایتی نمیتواند ما را هر طرف که خواست بکشاند.
پس باید یاد بگیریم رسانه را فقط مصرف نکنیم، بلکه بفهمیمش. احساساتمان ارزشمند است، اما اگر افسارش دست رسانههای بدخواه باشد، میتواند ما را به جاهایی ببرد که اصلاً قصد رفتنش را نداشتیم. عقل باید کنار احساس باشد؛ چون بدون عقل، هیجان میتواند خیلی خطرناک شود.



