• امروز : شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : 13 - شعبان - 1447
  • برابر با : Saturday - 31 January - 2026

ماجرای دیدار تنها شهید اروپایی دفاع مقدس با امام خمینی(ره)

  • کد خبر : 160300
  • ۱۱ تیر ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

به ملاقاتش که رفتم هرچه نگاه کردم این پیرمرد به کی توجه می‌کند. حس کردم به همه نگاه می‌کند. به گزارش اروم نیوز به نقل از خبرگزاری دفاع مقدس؛ شهید «کمال کورسل» مجاهد فرانسوی متولد شده در یک خانواده مسیحی در پاریس است. او پس از اسلام آوردن برای تحصیل علوم دینی به شهر قم […]

به ملاقاتش که رفتم هرچه نگاه کردم این پیرمرد به کی توجه می‌کند. حس کردم به همه نگاه می‌کند.

به گزارش اروم نیوز به نقل از خبرگزاری دفاع مقدس؛ شهید «کمال کورسل» مجاهد فرانسوی متولد شده در یک خانواده مسیحی در پاریس است. او پس از اسلام آوردن برای تحصیل علوم دینی به شهر قم آمد و در عملیات مرصاد به شهادت رسید.

در ادامه روایتی از دیدار این شهید با امام خمینی(ره) که در کتاب «کمال کورسل، تنها شهید اروپایی دفاع مقدس» آمده است را در می‌خوانیم:

هرچند وقت یکبار، تعدادی از طلاب را خدمت حضرت امام خمینی(ره) می‌فرستادیم. همیشه هم محدود بود، طوری نبود که بشود همه‌ی طلاب را با هم بفرستیم. به همین خاطر طلاب همیشه با ما دعوا داشتند که چرا اسم ما را ننوشتید. یکی از شب‌های محرم سال ۱۳۶۱ شمسی بین ساعت ده و یازده شب بود که به ما خبر دادند، فردا قرار است با امام خمینی(ره) ملاقات شود، مدرسه  شما هم می تواند چند نفر بیاورد. با کارکنان مدرسه فکر کردیم که چه کسانی را بفرستیم.

گفتم: بروید کمال را بگویید، بیاید اسم بنویسد و برود. هر روز اینجا می‌آید و می‌گوید چرا اسم مرا ننوشته‌اید؟

یکی از همکاران ما به حجره ایشان رفت و در زد، از آنجایی که شب زود می‌خوابید، در که صدا کرد عصبانی شد و گفت: الان موقع خواب هست. نصف شبی چرا مزاحم شدید؟

همکارمان گفت: فردا ملاقات با امام است. اسمت را می‌نویسی؟

یکوقت دیدم که دست و پایش را گم کرد و با هیجان به اتاق من آمد و گفت: اسم مرا بنویسید، می‌خواهم بروم.

همکارم گفت: اول که ما رفتیم نزدیک بود ما را بزند و شاکی بود که چرا نصف شب مزاجم شدید، حالا که فهمید ملاقات با امام است اصلا خواب یادش رفت.

کمال یک دیدار خصوصی نیز با حضرت امام خمینی(ره) داشت که بعد از همین دیدار عمومی بود. چند دقیقه‌ای امام با ایشان صحبت کردند و پرسیدند: فارسی را کجا یاد گرفتی؟. کمال جواب داد: در ایران.

امام به ایشان توصیه کردند و فرمودند: فارسی را خوب یاد بگیر که چیزهای زیادی در این زبان خواهی یافت.

روز بعد از ملاقات با حضرت امام(ره) پیش من آمد، پرسیدم: چطور بود کمال؟

جواب داد: امام، امام است.

حرفش را متوجه نشدم، گفتم: منظورت چیست؟

گفت: می‌گویم امام، امام است.

گفتم: یعنی چه؟ چیزی دیدی؟

گفت: به ملاقاتش که رفتم هرچه نگاه کردم این پیرمرد به کی توجه می‌کند. حس کردم به همه نگاه می‌کند. ولی به هیچ کس نگاه نمی‌کند. انگار دارد به دوردست نگاه می‌کند. امام واقعا امام است.

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=160300

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.