به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده کارشناس سیاسی در یادداشتی نوشت: تاریخ، نه تکرار ملالآور دقیقهها، که عرصهی تجلی یک پیمان ازلی است؛ بیعتی که ریشه در «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ» دارد و شاخسارانش تا عرش «بقیهالله» (ارواحنا فداه) قد کشیده است. این بیعتی که امروز بر شانههای ما سنگینی میکند، نه یک قرارداد سیاسی، که استمرار همان عهدی است که با موعد غایب و خورشید پشت ابر بستهایم. ما در عصر غربتِ ایمان، در امتدادفریادهایِ تاریخ ایستادهایم تا گواهی دهیم که زمین، هرگز از حجت خدا خالی نیست.
آن روز که «روحالله»، آن مسیحای عصر و سلالهی پاک ابراهیم، در کالبد این مرز و بوم دمید، لبیک ما تجدید پیمانی بود که از ازل با حضرت یار داشتیم. ما با او پیمان بستیم تا غبار نسیان را از چهرهی حقیقت بزداییم. این فریاد، طنین همان «لَبَّیْکَ» است که از حنجرهی آدم در فراق بهشت برخاست، در تبرِ ابراهیم علیه بتها تجلی یافت، در جفایِ نمرودیان بر آتش ایمان گلستان شد و در مبعث خاتمالمرسلین (ص) به کمال رسید.
ما وارثان غدیریم؛ آنجا که دستِ حق، عدالت را بر جریدهی عالم ثبت کرد تا «هل من ناصر» مظلوم کربلا، در پهنای زمان بیپاسخ نماند. اگر آن روز در کربلا، شمشیرهای آمیخته به جهل، راه بر خورشید بستند، امروز در ایران اسلامی، خون شهیدان ما جوهری شده است تا نام «حسین» را بر پیشانی تاریخ حک کند. ما آموختهایم که عاشورا، نه یک واقعه در سال ۶۱ هجری، که یک حقیقت جاری است و هر که امروز در برابر ستم جهانخواران بایستد، در حقیقت به ندای استغاثهی امام غریب خویش پاسخ گفته است.
و امروز در این مقطعِ حساس از تاریخ که فتنهها چون پارههای شب تاریک هجوم آوردهاند، قطبنمای این کشتی طوفانزده، سرانگشت باصلابت کسی است که بوی خمینی را در جان زمان جاری ساخته است. امروز، تجلی آن ولایت علوی و صلابت نبوی، در قامت استوار سید علی خامنهای (مدظلهالعالی) متبلور گشته است. رهبری که با باطنی مصفّا و نگاهی نافذ، بیرق انقلاب را بر قلههای اقتدار برافراشته و مل ولایتمدار ایران را، که به فرمودهی امام راحل، برتر از امت حجاز در عهد رسولالله هستند، به سوی تمدن نوین اسلامی رهنمون میشود.
این ملت، نه با شعار، که با شعور و نثار جان، ثابت کرده است که پیوند میان امت و امام، پیوندی ناگسستنی است. مردمانی که در غبارحادثهها، صراط مستقیم را گم نکردهاند و بصیرت را سلاح خویش ساختهاند تا ایران اسلامی، حصنی حصین در برابر اهریمنان باشد.
اکنون، در آستانهی طلوع آن خورشید اعظم، ما با تمامِ وجود، حنجرههایمان را به ترنم این لبیکهای قدسی میسپاریم:
لبیک، ای قامت بلند عصر غیبت کبری! که در شبهای بیستاره، چون ماه شب چهارده، راه را از بیراهه برایمان نمایان ساختی.
لبیک، ای فرزند برومندفاطمه (س)! که صبر را از مادرت و شجاعت را از پدرت به ارث بردهای تا در برابر یزیدیان زمان، حتی لحظهای عقب ننشینی.
لبیک، ای وارثِ خونِ دلهایِ علی (ع)! که ذوالفقارِ بیان و تقوایت، پشت کفر را لرزانده و امید را در دل مستضعفان جهان زنده نگاه داشته است.
لبیک، ای علمدار نهضت ظهور! که با دستی جانباز، پرچم اسلام را محکم گرفتهای تا آن را به صاحب اصلیاش، حضرت بقیهالله الاعظم بسپاری.
لبیک، ای حکیم فرزانهی انقلاب! که در تندباد شبههها، لنگر اطمینان ما بودهای و با دم مسیحاییات، روح مقاومت را در کالبد جهان اسلام دمیدهای.
و در انتها، با تمام اخلاص و به نیابت از هزاران شهید گلگونکفن، فریاد برمیآوریم:
لبیک یا خامنهای!
این لبیک، سرآغاز رستگاری است. این لبیک، پایان هیمنهی مستکبران است. این لبیک، عهدی است که تا آخرین قطرهی خون و تا برافراشته شدن پرچم حق بر سراسر گیتی، بر آن استوار خواهیم ماند.



