به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده در یادداشتی نوشت؛ کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال حکمی صادر کرد که میتوان آن را شگفتی تاریخی نام برد که بهنام اروم کیای آذرباییجان غربی ثبت شد. ۱۹۵ سال محرومیت مجموع برای عوامل یک مسابقه تبانیشده در لیگ امیدهای دسته پایین کشوریک اقدام تامل برانگیز است.
بازی جنجالی بین تیم ارومکیا ارومیه و آرامش مشهد، که در آن بازیکنان یک تیم به جای حریف به میدان رفته بودند، حالا به نمادی از فساد آشکار در سطوح پایین فوتبال ایران تبدیل شده است. این حکم، که همشهری آنلاین آن را با تیتر حکم تاریخی کمیته اخلاق؛ ۱۹۰ سال محرومیت اعلام شد؛ منتشر کرد، بیش از هر چیز زنگ خطری برای فوتبال آذربایجان غربی و بهویژه شهر ارومیه است.
اصل ماجرا ساده اما تأسفبار است؛ در یک مسابقه رسمی، تیم ارومکیا ارومیه به جای مواجهه واقعی با حریف، بازی را با حضور بازیکنان خودی برگزار کرد. کمیته اخلاق پس از بررسی، این تخلف را محرز دانست و مجازاتهایی سنگین صادر کرد ۱۰ نفر (عمدتاً از عوامل اصلی) به ۱۰ سال محرومیت و ۱۰۰ میلیون تومان جریمه، ۱۷ نفر به ۵ سال محرومیت و ۵۰ میلیون تومان جریمه، و هر دو باشگاه به پنج سال محرومیت از فعالیت فوتبالی محکوم کرد.
نامهایی چون علی تفکر ناوهطوسی، جعفر و جواد خوشحال، عرفان علیپور، یاشار حیدریان، آیدین رومی قراتپه و دیگران که بسیاری از آنان ریشه در آذربایجان غربی دارند حالا برای سالها از فوتبال محروم شدهاند. این اسامی، فراتر از افراد، نمایانگر یک نسل جوان فوتبالیست در ارومیه است که قربانی تصمیمات غلط مدیران و فشارهای پنهان شدند. اما چرا این حکم تاریخی خوانده میشود؟ چون برای اولین بار، کمیته اخلاق با چنین شدت و دامنهای به یک تبانی در سطوح پایین واکنش نشان داد.
در سالهای گذشته، تبانیها اغلب با جریمههای سبک یا چشمپوشی همراه بود، اما این بار مجموع محرومیتها به نزدیک ۲۰۰ سال رسید عددی که خود گویای عزم جدی برای بازدارندگی است. این حکم پیامی روشن به همه سطوح فوتبال ایران دارد: تبانی، حتی در لیگهای دسته سوم امید، تحمل نخواهد شد. با این حال، حاشیههای این ماجرا بسیار فراتر از متن حکم میرود و ما را به تأمل در ریشههای عمیقتر فساد در ورزش پایه کشور وامیدارد. نخستین حاشیه، وضعیت فوتبال آذربایجان غربی است.
ارومیه، شهری با سابقه درخشان در ورزش و استعدادهای فراوان فوتبالی، چرا باید شاهد چنین رسواییای باشد؟ کمبود امکانات، نبود اسپانسرهای معتبر، و فشار شدید برای صعود به دستههای بالاتر، مدیران باشگاههای محلی را به سمت راههای میانبر سوق میدهد. تیم ارومکیا، که نمایندهای از جوانان آذربایجانی بود، به جای رقابت سالم، به تبانی روی آورد.
این نه تنها آبروی فوتبال منطقه را برد، بلکه اعتماد هزاران جوان علاقهمند به فوتبال در آذربایجان غربی را خدشهدار کرد. وقتی جوانان میبینند که موفقیت از مسیر تقلب به دست میآید، انگیزه برای تمرین سخت و اخلاقی از بین میرود. حاشیه دوم، نقش سیستماتیک فساد در فوتبال پایه ایران است. این مورد، اولین یا آخرین تبانی نیست. در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از بازیهای نمایشی در لیگهای پایین منتشر شده، اما اغلب با سکوت یا مجازاتهای ناچیز همراه بوده است. چرا تبانی در سطوح امید و جوانان رواج دارد؟ پاسخ در ساختار معیوب فدراسیون نهفته است: نظارت ضعیف، عدم سرمایهگذاری واقعی در ردههای پایه، و اولویت دادن به تیمهای شهرهای مطرح و پایتخت کشور که نگران کننده است باشگاههای شهرهایی مانند ارومیه، تبریز یا اردبیل، اغلب با بودجههای اندک و بدون حمایت ملی دست و پنجه نرم میکنند.
مدیران برای بقا یا صعود، به تبانی متوسل میشوند. حکم کمیته اخلاق، هرچند شدید، تنها درمان سطحی است؛ تا زمانی که ریشهها از جمله نابرابری منطقهای در تخصیص بودجه اصلاح نشود، چنین مواردی تکرار خواهد شد. حاشیه سوم، پیامدهای اجتماعی این رسوایی برای منطقه آذربایجان غربی است. در استانی که هویت ورزشی بخشی از غرور جمعی است، چنین خبری ضربهای سنگین به وجهه عمومی وارد میکند.
رسانههای محلی، از جمله ما در عصر آذربایجان، وظیفه داریم نه تنها خبر را پوشش دهیم، بلکه تحلیل کنیم که چگونه فساد ورزشی به اعتماد عمومی آسیب میزند. جوانان ارومیه که رویای حضور در تیمهای ملی یا لیگ برتر را دارند، حالا با مانعی بزرگتر مواجهاند: برچسب تبانی که ممکن است به کل فوتبال منطقه بچسبد. این در حالی است که آذربایجان غربی استعدادهای بیشماری مانند بازیکنان سابق تیم ملی یا ستارگان فعلی دارد. حکم سنگین کمیته اخلاق میتواند فرصتی برای پاکسازی باشد، اما نیازمند حمایت رسانهای و نهادهای محلی برای بازسازی اعتماد است. حاشیه چهارم، ستایش از شجاعت کمیته اخلاق است. در فضای فوتبال ایران که اغلب با لابیگری و نفوذ همراه است، صدور چنین حکمی نیازمند جسارت است.
این اقدام نشان میدهد که نهادهای نظارتی، حتی اگر دیرهنگام، میتوانند قاطع عمل کنند. اما سؤال این است: چرا این تخلف تا این حد آشکار شد که کمیته مجبور به واکنش شد؟ نقش رسانهها در افشای اولیه این ماجرا حیاتی بود و یادآوری میکند که روزنامهنگاری ورزشی باید فراتر از گزارش نتیجه بازیها برود و به عمق فساد نفوذ کند.
در نهایت، این حکم تاریخی بیش از مجازات افراد، فرصتی برای بازنگری در کل سیستم فوتبال ایران است. برای آذربایجان غربی و ارومیه، این ماجرا میتواند نقطه عطفی باشد: یا به سمت تقویت ورزش پاک و سرمایهگذاری در ردههای پایه حرکت کنیم، یا اجازه دهیم فساد ریشه بدواند. رسانههای محلی مانند اروم نیوز باید پرچمدار این مبارزه باشند. جوانان ما شایسته موفقیت از مسیر درستاند، نه از تبانی و رسوایی. حکم ۱۹۵ ساله، ضربهای محکم به تبانی بود؛ حالا نوبت جامعه ورزشی آذربایجان غربی است که از این ضربه درس بگیرد و فوتبال پاک را احیا کند.



