به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، رقیه وکیلی در یادداشتی نوشت: ترافیک شهری در ارومیه دیگر صرفاً یک مشکل فنی یا مقطعی نیست، بلکه به معضلی اجتماعی تبدیل شده که ریشههای آن در افزایش بیرویه خودروها، ضعف زیرساختهای شهری و کمرنگ بودن فرهنگ ترافیکی قابل مشاهده است.
خیابانهایی که روزگاری پاسخگوی حجم تردد بودند، امروز در ساعات اوج به گرههایی کور تبدیل میشوند که اعصاب شهروندان و زمان مفید شهری را میبلعند. در سالهای اخیر، رشد جمعیت و افزایش مالکیت خودرو بدون تناسب با توسعه معابر و حمل و نقل عمومی، فشار مضاعفی بر شبکه ترافیکی ارومیه وارد کرده است.
بسیاری از خیابانها ظرفیت پذیرش این حجم از خودرو را ندارند و طرحهای توسعه شهری نیز یا به کندی پیش میروند یا نگاه جامع به مسئله ترافیک ندارند. نتیجه این روند، افزایش زمان سفرهای درونشهری، آلودگی هوا و کاهش کیفیت زندگی شهروندان است. با این حال، بخش مهمی از مشکل را باید در رفتارهای ترافیکی جستوجو کرد.
توقف دوبله، بیتوجهی به قوانین راهنمایی و رانندگی، استفاده بیرویه از خودروهای شخصی حتی برای مسیرهای کوتاه و بیصبری در رانندگی، چهرهای نگرانکننده از فرهنگ ترافیک شهری در ارومیه ترسیم کرده است. این رفتارها نهتنها باعث تشدید ترافیک میشود، بلکه احساس ناامنی و تنش اجتماعی را نیز در فضای شهری افزایش میدهد. کارشناسان شهری معتقدند حل معضل ترافیک ارومیه نیازمند نگاهی فراتر از تعریض خیابانها و نصب چراغ راهنمایی است.
توسعه حمل و نقل عمومی کارآمد، مدیریت هوشمند ترافیک، اعمال قانون قاطع و همزمان آموزش و فرهنگسازی عمومی، چهار ضلع اصلی برونرفت از این بحران هستند. بدون مشارکت شهروندان و پذیرش مسئولیت اجتماعی در رانندگی، هیچ طرح عمرانی به تنهایی قادر به حل مشکل نخواهد بود.
امروز ترافیک ارومیه آینهای از رفتار اجتماعی ماست؛ آینهای که نشان میدهد توسعه شهری تنها با آسفالت و پل محقق نمیشود، بلکه به تغییر نگرش، احترام به قانون و اولویت دادن به منافع جمعی نیاز دارد. اگر این واقعیت جدی گرفته نشود، خیابانهای ارومیه در آیندهای نهچندان دور، بیش از پیش قفل خواهند شد.
همچنین، معضل ترافیک در ارومیه پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی جدی دارد. زمان طولانی در ترافیک باعث کاهش بهرهوری و افزایش هزینههای سوخت میشود، در حالی که آلودگی هوا ناشی از تراکم خودروها سلامت عمومی شهروندان را تهدید میکند و بار مالی بر سیستم بهداشت و درمان وارد میآورد. این وضعیت به ویژه در روزهای سرد زمستان که مصرف انرژی و سوخت بالاست، تشدید میشود و کیفیت زندگی را به شکل محسوس کاهش میدهد.
از سوی دیگر، نبود پارکینگهای مناسب و مدیریت ناکارآمد فضای شهری، شهروندان را مجبور به توقفهای غیرقانونی و ایجاد گرههای ترافیکی بیشتر میکند. بسیاری از رانندگان نیز به دلیل کمبود اطلاعات و آموزشهای لازم در زمینه فرهنگ ترافیکی، حتی در شرایطی که راههای جایگزین وجود دارد، ترجیح میدهند مسیر کوتاهتر اما پرخطر را انتخاب کنند، مسئلهای که به شدت به افزایش تنش در خیابانها دامن میزند.
کارشناسان شهری تأکید دارند که حل این بحران تنها با نگاه کوتاهمدت امکانپذیر نیست. برنامهریزی شهری باید شامل ایجاد مسیرهای دوچرخه و پیادهراههای امن، توسعه ناوگان حملونقل عمومی با هزینه مناسب، و ایجاد سیستمهای هوشمند برای مدیریت ترافیک باشد. علاوه بر این، آموزشهای مستمر و فرهنگسازی در مدارس، رسانهها و محیطهای کاری میتواند رفتار رانندگان را به تدریج اصلاح کند و شهروندان را به استفاده بهینه از خودروهای شخصی و حملونقل عمومی ترغیب نماید.
در نهایت، ترافیک شهری ارومیه تنها یک مشکل فنی نیست، بلکه بازتابی از چالشهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. اگر مدیریت شهری و شهروندان به صورت هماهنگ و مسئولانه وارد عمل نشوند، ترافیک نه تنها به یک بحران شهری بلکه به یک بحران اجتماعی و زیستمحیطی تبدیل خواهد شد که جبران آن سالها زمان و منابع میطلبد.



